ياقوت الحموي ( مترجم : منزوى )
پيشگفتار 48
معجم البلدان ( فارسى )
زولاق : ( ابن - ) حسن پسر ابراهيم ( 306 - 387 ) قبطى مولاى ليثى عرب ( زركلى 2 : 191 ) . تاريخ نگار اسماعيليان ، و سرپرست مظالم مصر به دوران فاطمى بود . ياقوت در اين كتاب سيزده جا از وى نقل مىكند . ن . ك چ ع 1 : ص 168 ترجمه ص 156 پانوشت 2 . زياد : ( محمد بن - ) بردهاى از اسيران سند بود ، و لغتشناس عرب شد ( 150 - 231 ) ن . ك : اعرابى ( ابن - ) چ ع 1 : ص 37 ترجمهء فارسى ص 35 پانوشت 3 . زياد : ( بو - ) كلابى كعبى : زنده به سال 200 مولاى قبيلهء كلاب اديب ، شاعر عرب شده . ياقوت بيش از 210 بار از او و گاهى از كتاب او نقل مىكند . ن . ك مقدمهء ياقوت بر اين معجمد و ترجمهء فارسى ص 7 ، پانوشت 4 . زيادى : محمد پسر محمد پسر محسن ( محمش ) بوطاهر زيادى ، ( 317 - 401 ) مفتى نيشابور معروف به ابن محمش . ( هدية العارفين 2 : 59 ، زركلى 7 : 245 ) . او در 4 جا منبع ياقوت است . ن . ك چ ع 1 : 281 ، ترجمهء فارسى ص 249 ، پانوشت 7 . زيج : يكى از منابع كار بوالفداست . ن . ك : بوالفدا - آيتى در ستون « مآخذ » صاحب زيج ديده شود . زيد ( بو - ) : ن . ك : بلخى بوزيد و مقدمهء ياقوت ص 5 . زيد : ( بو - ) انصارى ( 119 - 215 ) سعيد اوس . از ايرانيان بصره ، شعوبى و بر آيين قدرى بود ( زركلى 3 : 144 ) . ن . ك چ ع 1 ص 209 و ترجمهء فارسى ص 192 ، پانوشت 1 ، او اعتراف خلف احمر را كه : شعر براى عرب جاهليّت جعل كرده است ، نقل مىكرد ( خلكان 2 : 21 ) . از منابع كار ياقوت است و بيش از پنجاه جا از وى نقل دارد . زيد الخيل : از منابع ياقوت است كه 34 جا از وى شعر مىآورد . ن . ك چ ع 1 ص 125 و ترجمهء فارسى ص 119 ، پانوشت 3 گويا مانند طفيل الخيل شخصيتى افسانهاى باشد . ليكن ياقوت گور او را نيز در « فرده » معيّن مىنمايد ( چ ع 3 : 871 ) . ساجى : زكريا . ( 220 - 307 ق ) پسر يحيا . از ايرانيان بومى بصره بود ، پس از آمدن عرب ، ضبّى ولاء شد . او راست « تاريخ بصره » و « طبقات شافعية » . ( زركلى 3 : 81 ) . ياقوت 25 بار از وى نقل كرده است . ن . ك چ ع 1 ص 90 ، و ترجمهء فارسى 86 پانوشت 1 . سخاوى : محمد مصرى ( 831 - 902 ) پسر عبدالرحمان در سخاى مصر زاده شد و در مدينه درگذشت . او زندگينامهء سرشناسان سدهء نهم را گرد آورده كه به نام « ضوء اللامع » در 12 مجلّد پخش شده و كتابهاى ديگرش نيز مانند « الاعلان بالتوبيخ » در دمشق و بغداد چاپ شده ، من در پانوشتها از آنها سود جستهام . او در نقد كار ديگران تندروى دارد ، سيوطى ( 849 - 911 ) را احمق مىخواند ، سيوطى نيز « كاوى در نقد سخاوى » را در پاسخ نقدهاى او نگاشت . سخاوى به درستى نشان مىدهد كه چگونه مقريزى ( 866 - 945 ) بخشهايى از « خطط » تأليف همسايهء خود اوحدى ( 761 - 811 ) را دزدانه در كتاب « خطط » خود آورده